امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 12 روز سن داره
نرگسنرگس، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره

امیرحسین جیگر مامان

یک پست طولانی+مسافرت+از شیر گرفتن پسرم

1393/3/31 14:46
نویسنده : مامان عالمه
765 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام با تاخیر زیاد ببخشید پسرم دو سه هفته ای میشه که وبلاگتو آپ نکردم آخه وقت نکردم عزیزم چهاردهم این ماه که چند روز تعطیلی در پیش داشتیم یکدفعه  تصمیم گرفتیم بریم اصفهان صبح زود بیدار شدیم و راه افتادیم و مامان جان اینارو حسابی ذوق زده کردیم خلاصه وقتی اونجا رفتیم شیر خودن شما شدیدتر شده بود همش به من چسبیده بودی خدا خیرش بده مامان جان رو پیشنهاد داد شما را از شیر بگیرم و منم قبول کردم و از چسب سیاه کمک گرقتم روز اول (93/03/17 )موقع خواب کلی گریه کردی گریهاونقدر که خودت از حال رفتی و خوابیدیخواب طی روز هم با خاله ها سرگرمت کردیم و مامان جان کلی خوراکی واست خریده بود که با اونها مشغول بودی چندباری اومدی و قیافتو کج و کوله میکردی یعنی اوخ شدهغمناک و میرفتی من کلی نذر و نیاز کردم که اذیت نشی سوره بقره را خوندم میگن برای آسون گرفتن بچه از شیر خوبهفرشته.خلاصه همون روز اول وقتی با خاله جونیها رفته بودیم پارک بعدش شما را بردیم آرایشگاه و شما مثل قبل حساااااااااابی گریه کردی اما با سشوار و ژلی که واست زد محشر شده بودی.خلاصه شب اول ساعت یک ونیم خوابیده اومدی کنارم بغلم کردی و خوابیدی من حسابی ذوق کرده بودم بغلمحبتبوستا صبح هم اصلا بیدار نشدی ساعت هفت صبح آب خوردی و دوباره خوابیدی شبهای بعد هم خیلی خوب بودی و هستی تا صبح میخوابی فکر نمیکردم شما با این وابستگی شدید اینقدر راحت از شیر جدا بشی خدا جونم شکرتفرشته.فقط من خیلی اذیت شدم گریهغمگیندوشب نتونستم بخوابم اونم فدای سرت پسرک نازم.یک مرحله ی بزرگ را پشت سر گذاشتیم.مامان جون مهربونم مرسی که کمکم کردی انشاالله همیشه سلامت باشی و سایه ات بالای سرمون باشهبوسمحبت.بله چند روز پیش هم با خاله عطیه برگشتیم تهران و خاله چند روزی مهمون ما بود.البته بگم که از موقعی که از شیر گرفتمت یکم بهونه گیر شدی و گاهی لجبازی میکنی که امیدوارم زودتر این اخلاقت هم تغییر کنه.همچنان علاقه ی زیادی به جاروبرقی و لباسشویی داری هرچی گیرت میاد میریزی توی لباسشوییتعجب.اینو بدون که مامان و بابا عااااااااشقتنبوس

اول چندتا عکس از قبل از رفتنمون به اصفهان..........

امیرحسین و مامانو  بابا در النگه.....

 

فقط دنبال به قول خودش فوت فوتی میگردهجشن...

 

 

 

چمن هارو میکنی میریزی روی سر خودت و بابامیثمتعجب...

 

 

و پای بندهتعجبخنده...

 

 

قبلا که خیلی کوچولو بودی برده بودیمت رودخونه اما اینبار آقاتر شده بودی و حسابی ذوق کرده بودی و میگفتی آبازی و سنگ پرت میکردی توی آبخنده...

 

 

 

و بعد از آب بازی های فراوان و دل نکندن شما از رودخونه به زور برگشتیم خونهخستهآرام....

مدل موهای پسرمبغل....

روز اول که از شیر گرفتمت..

اینجا هم خونه ی بابایی حاجی توی مشکنان از کربلا اومد بودن و ما رفتیم دیدنشون و شما واااااای آب دیدی و تمام لباسهاتو خیس کردی متفکرخسته

 

 

 

 

در راه برگشت از اصفهان....

 

 

 

 


 

پسندها (5)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (10)

مامان فائزه
1 تیر 93 15:54
سلام مامانی ممنون به ماسرزدی هزار ماشالله به پسر نازت تبریک میگم تونستی با موفقیت پسری رو از شیر بگیری ولی میدونم خبلی سخته واسه همین دلم نمیاد و هنوز جراتش رو پیدا نکردم ببوس امیر حسینت رو
مامان سونیا
1 تیر 93 17:22
به به رسیدن به خیر انشالله که سفر حسابی بهتون خوش گذشته و تبریک بابت پشت سرگذاشتن این مرحله بزرگ و اساسی خدا رو شکر که خیلی راحت تونستی این مرحله رو پشت سر بگذاری
مامان آوا
2 تیر 93 11:47
سفر به خیر مامانی - انشااله همیشه به سفر و گردش. خونه بابات چه حوض خوشگلی داره. چه گل پسر خوش تیپی با اون موهای بامزش خوش به حالت مامانی به نظرم خیلی مرحله سختیه آوای منم خیلی وابسته است با اینکه نصف روز نیستم. نمی دونم چجوری از شیر بگیرمش طاقت دیدن اشکاشو ندارم.
رضوان
2 تیر 93 14:13
خدا را شکر این مرحله سخت بخوبی تموم شد..هزارتا بوووس واسه پسملی
مامان جونم(سوگند من)
3 تیر 93 19:15
سفر بخی عزیزم همیشه به گشت و گذار خانمی امیر حسین جون چه بزرگ شدی برای خودت اقای شدی چه موهای خوشگلی بابا فشن شدی قربون خندت خاله همیشه لبت به خنده باشه پسمل ناز
مامان
3 تیر 93 20:07
سلام عزیزم تبریک میگم که گل پسرمون و از شیر گرفتی
مامان
3 تیر 93 20:08
هنگامیكه كودك را از شیر گرفت خدا می فرمایبد: ای زن همه گناهان گذشته تو را بخشیدم٬اعمالت را از نو شروع كن٬خداوند تورا رحمت كند. پيامبر(ص)
مامان ایلیا
7 تیر 93 13:49
سلااام همیشه به گردش و سفر خداروشکر که تونستی امیر حسین و از شیر بگیری منکه از الان برای ایلیا استرس دارم چون خیلی وابسته شده عکساتونم مثل همیشه خیلی قشنگ بود ماهم به روزیم
♥مرجان مامان آران و باران♥
8 تیر 93 12:13
سلام عزیزم همیشه به سفر و گردش به سلامتی از شیر گرفتیشش راحت شدی ببوسش خوشگل پسرو
مریم مامان دونه برفی
29 تیر 93 9:02
سلام خانمی -سفر بخیر خوش باشید عزیزم . از شیرگرفتن مکافاتییه که نگو . من هم یه پست براش دارم.شکر خدا بخیر گذشت.